گوشه گیر تر از همیشه ... 

حجم ناباوری ... 

باور ... 

کلمات مبهم ... 

سوال .. 

انتهای راهرو  

مسیر غلط 

شروع پایان  

من ... 

تنهایی... 

عمق فاجعه ... 

دروغ و خیانت ... 

انتظار.. 

 

[ شنبه ۱۳۹۴/۰۵/۰۳ ] [ 12:50 ] [ غـــزل ]

[ ]

سکوت کردی ...
باید حرف بزنیم باهم زمان داره هدر میره
نگو باشه برای بعد، همین الانشم دیره


من از امروز می ترسم از اینکه انقدر سردیم
باید حرف بزنیم باهم، باید این راهو برگردیم


فضای خونه بی روحه، من و تو هستیم و نیستیم
فقط گاهی برای ی عکس پیش همدیگه می ایستیم


ببین جوری سکوت کردی که وقتی هستی تنهاشم
خودت باعث شدی هرشب تو آغوش یه درد باشم

واسه این دردی که دارم بجز تو هیچ چی تسکین نیست
تو هم دردی و هم مرحم عذابی بیشتر از این نیست


عذاب بالاتر از اینکه عذاب سهم هرسالم؟
روزا بغض و شبا هق هق تماشایی شده حالم

سکوت کردی و این یعنی میدونی که گناه کاری
تو این حسرتی که داره منو میکشه دست داری


سکوت کردی و این یعنی از این درد بی خبر نیستی
سکوت کردی و این یعنی پای این دوری نیستی

[ چهارشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۳ ] [ 9:46 ] [ غـــزل ]

[ ]

من پذیرفتم شکست خویش را ؛ پند های عقل دور اندیش را ...

[ جمعه ۱۳۹۲/۱۰/۰۶ ] [ 23:44 ] [ غـــزل ]

[ ]