بی‌تو اندیشیده‌ام کمتر به خیلی چیزها

می‌شوم بـی‌اعتنا دیگر به خیلی چیزها

تا چـه پیش آید برای من! نمی‌دانم هنوز...

دوری از تو می‌شود منجر به خیلی چیزها

غیرمعمولی‌ست رفتار من و شک کرده است

ـ چند روزی می‌شود ـ مادر بــه خیلـی چیزها

نامـــه‌هایت، عکس‌هــایت، خاطرات کهنه‌ات

می‌زنند این‌جا به روحم ضربه، خیلی چیزها

هیچ حرفی نیست، دارم کم‌کم عادت می‌کنم

من بـــه این افکار زجرآور... بـــه خیلـی چیزها

می‌روم هرچند بعد از تو برایم هیچ‌چیز ...

بعدِ من اما تـــو راحت‌ تر به خیلی چیزها . . . . 

-----------------------------------------------------------------------------

 ته این راه روشن نیست می ترسم   

 بلاست یا ابتلا  

 ازمایش یا مجازات  

اما هر چی که هست سخته  

سخته این هر لحظه عذاب  

سخته این فشار  که حس میکنم مثل فشار قبر شده  

از ترس دیوونه شدن کم نیست ... اسون نیست ... میترسم ...ازتصمیم 

می ترسم ... توی برزخم ...بین زمین و اسمون ...نه توان پرواز کردن هست ، 

و نه جرات رها شدن و افتادن ... 

از همه چیز میترسم ...  

ای کاش راه نشانم میدادی تا خودم رو توی اغوشت رها کنم  

ای کاش باورم میکردی منی که باورت کردم  

میدونی که عذاب یعنی چی ؟  

یعنی روز و شب گریه ...یعنی نا امیدی مطلق ...یعنی بجای خون توی رگهات  

ترس بریزن ...توی قلب ترس پمپاژ بشه ... یعنی جای نفساتو آه پر کنه

یعنی خواب و خوراک نداشتن ...یعنی در روز فقط دو سه ساعت بخوابی  

با کابوس بیدار شی خیس عرق ... 

عذاب یعنی من یعنی غم چشمام یعنی غم صورتم که همه ازش میپرسن 

اما  

بیا و تو نقطه بذار  

دستام جون نداره  

دلم تنگ شده برای اینکه دستامو بگیری و دوستم داشته باشی  

کجا گمت کردم ؟ 

کجا پیدات کنم ؟ 

یه ادرس یه نشونی .. 

حالا هنوز نامه ی نانوشته میخونی ؟  

بیا و حالا نوشته ها رو بخون ... 

فقط برگرد رفیق من  

چشم بر ندار ازهم میپاشه زندگیم ...

------------------------------------------------- 

پی نوشت:  

از حرم  

تا قتلگه 

زینب صدا میزد  

حسین ... 

------------------------------------ 

برچسب‌ها: لب, بستم, ازتو, افطارمیکنم

تاريخ : دوشنبه ۱۳۹۴/۰۲/۱۴ | 12:40 | نویسنده : غـــزل |
به راه رفتنت  

یا 

به پاهات ، 

اگر فکر کنم ؛  

می آ یی ؟؟؟



تاريخ : جمعه ۱۳۹۳/۱۰/۲۶ | 21:43 | نویسنده : غـــزل |
دردمون درد من

  حضرت عباس...



تاريخ : پنجشنبه ۱۳۹۳/۰۷/۱۷ | 1:15 | نویسنده : غـــزل |